تبلیغات

تو هلند جشنواره گل بوده هلندیه یه ساعت صحبت می کنه
ترکه میگه این چی میگه
یکی میگه داره درباره پرورش گل ها تو کشورشون صحبت می کنه
ترکه عصبانی میشه بلند میشه به هلندیه میده میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش
فرانسویه یه ساعت صحبت می کنه باز ترکه عصبانی میشه میگه این گلهایی که شما پرورش می دید ما تو کشورمون می ذاریم زیر کونمون می شینیم روش
همین طور ترکه به همه همین رو می گفته تا نوبت به خودش می رسه
بعد بلند میشه و یک کاکتوس از تو جیبش (؟) در میاره و میگه: ما تو کشورمون کاکتوس پرورش می دیم
حالا هر کی دلش میخواد بره بشینه روش
*****
تركه رفته بود توی یه طویله پر از الاغ .بعد به خودش میگه: عجب آینه كاری قشنگیه
*****
ترکه با موتور داشته تو یه جاده ی گل آلود می رفته که ناگهان میفته تو یه چاله!اونم واسه در آوردن خودش موهاش رو به طرف بالا می کشه
*****
یه روز یکی ترکه رو دعوت می کنه خونش و بعد طرف خانمش رو معرفی میکنه
ومیگه : این هم خانم من بلبل .
ترکه ازش می پرسه که چرا زنت رو بلبل صدا می کنی ؟
میگه : آخه هم خوشگله و هم خوش زبونه .
بعد از مدتی این یکی میره خونه ترکه و می بینه که ترکه زنشو پنگوئن
صدا می کنه . بهش میگه رفیق این چه اسمیه رو زنت گذاشتی ؟
میگه : ایلده هم پهنه و هم گوه و هم انه !!!
*****
ترکه میگوزه دو متر پرت میشه هوا-بهش میگن چی شده؟ میگه: هیچی بابا تو دنده بود
*****
یارو تركه یه پیت گذاشته بود جلوش و هی بهش
نگاه میكرد یكی میرسه میپرسه فلانی چرا داری
به این پیت نیگاه میكنی میگه میخوام ببینم اینقده
میگن پیتزا پیت چه جوری میزاد
*****
یه روز ننه تهرانیه به بچش میگه: برو شیشه ی ادویه رو بیار .بچش میره شیشه ی ادویه رو بر میداره و درش رو باز می کنه...یکدفعه باباش از تو شیشه میاد بیرون و میگه: پسرم دستت درد نکنه الان دو ساله که مامانت انداختم اینجا
*****
ترکه داشته به سن بلوغ می رسیده دم در میاره!
*****
غضنفر میره رستوران پیش خدمت میگه: آقا شیر بیارم یا موز ؟
غضنفر میگه : آقا دست شما درد نکن یکی از اون یاموزا برای ما بیار
*****
یه ترکه مغازه پرچم فروشی می زنه بعد رو در مغازه اش یه تابلو می زنه و روش می نویسه :پرچم ایران با رنگ های مختلف
*****
ترکه و لره رفته بودن کوهنوردی-وقتی به نوک قله می رسن برای چسباندن پرچم هایشان که یکی مال لرستان بوده و یکی هم مال آذربایجان دعواشون میشه. خلاصه ترکه لره را پرت می کنه از کوه پایین و لره پرچم بدست میفته روی یک الاغ و پرچمش فرو میره توی قمبل الاغه....ترکه هم از بالای کوه میزنه توی سر خودش و میگه: ای وای! که نسلم اسیر شد
*****
از یه تهرانی میپرسن: چرا شما آخر همه حرفاتون یه ان میذارید : میگید مثلا-حتما-معمولا-جدا؟.....تهرانی خر جواب میده: والا اینا همش شایعن --------شایعه است
*****
دو تا ترک تو فرودگاه کار میکردن. فرودگاه به علت باریدن برف تعطیل میشه و ترکها هم از فرصت استفاده می کنند که برن عرق خوری! میبینن هیچی ندارن.. یکیشون پیشنهاد میکنه که: بیا روغن جت بخوریم! خلاصه میخورن و میرن خونه هاشون. نصف شب یکی شون زنگ میزنه خونه اون یکی و میگه: جدیدا گوزیدی؟ میگه نه چطور مگه؟! میگه پس نگوز- چون من یه دونه گوزیدم الان بندرعباسم
*****
ترکه اسباب کشی کرده بوده... شماره پلاک خانه قبلی را هم میاره و نصب می کنه که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان به همون آدرس قبلی بیان
*****
پدر ترکه وصیت می کنه که جسدش روبه دریا بسپارن...ترک خر میره زیر دریا قبر حفر کنه که نفس کم میاره و همونجا خفه می شه!
*****
ترکه صورتش رو قرمز می کنه و شروع می کنه به دویدن توی کوچه... مردم بهش میگن چرا صورتت روقرمز کردی؟ میگه آخه میخواستم از گوزیدن روسیاه نباشم و کسی به رازم پی نبره
*****
ترکه رفته بوده دستشویی.یکی میاد پشت سرش میگه: دو دقیقه دیگه اب قطع میشه..ترک خر اول خودش رو می شوره و بعد دستشویی می کنه
*****
ترکه رو بخاطر قتل زنش محاکمه می کردن.بهش میکن:ای سنگدل ! موقع کشتن زنت صدای وجدانت رو نشنیدی؟ میگه والا نه..ایلده اینقدر این زن عرعر کرد که من هیچی نشنیدم
*****
عربه میره دکتر و میگه: آقای دکتر کمکم کن! من هر شب خواب می بینم که دارم توی تیم ملی خرها بازی می کنم! دکتره بعد از معاینه بهش میگه: این قرصها رو از همین امشب بخور تا راحت بشی. عربه میگه: نمیشه از فردا بخورم...؟ دکتره میپرسه آخه چرا؟! عرب خر میگه: آخه امشب مسابقه فیناله!!!
*****
ترکه کمرش می خارید و دستش نمی رسید... یه آجر میذاره زیر پاش
*****
ترکه میره جلوی یه نفر رو میگیره و میپرسه: ببخشید شما پسر ممد پاسبان نوه حاج قنبر کفاش نیستی؟ طرف با خوشحالی می گه آره خودمم! ترکه میگه: ببخشید اشتباه گرفت
*****
ترکه دكتر میشه .بعد به مریضش دو تا قرص میده- میگه :یكیشو یه ربع قبل از خواب بخور.. یكیشم یک ربع قبل از بیداری
*****
یهو یكی از اوون پایین داد میزنه: هوی غضنفر, خونتون آتیش گرفته، زن و بچت هم سوختن، مردن! تركه هم میگه دیگه این زندگی برای من معنی نداره. خودشو از اوون بالا پرت میكنه پایین. همینجور كه داشته می افتاده، یهو به خودش میگه: اااه.. من كه بچه ندارم! دوباره یخورده میره، یهو میگه: اااه.. من كه زن ندارم! میرسه نزدیكای زمین،میگه: اااه..! اصلا من كه غضنفر نیستم!
*****
یه بار یه ترکه یه لباس از پوست خر میپوشه میگند چرا این پوشیدی میگه ولمون کن بزا تو خودم باشم
*****
ترکه می ره بانک سپه میگه: چهار تا تراول بانک تجارت بده! یارو میگه: داداش اینجا كه بانک تجارت نیست نیست تراول بانک تجارت میخوای- ترکه شاكی میشه، میگه: پس چی میگن بانک ملت بانک شما؟!
*****
تركه زنگ میزنه اداره هواشناسی میگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خیلی خوب بود.
*****
میدونی تو تبریز برای دوشیدن گاو چند نفر لازمه؟ ۲۰ نفر، یه نفر پستون رو نگه میداره، ۱۹ نفر هم گاو رو بالا پایین میکنن
*****
تهرونیه بنگاه معاملات میزنه.خلاصه نشسته بوده تو دفتر خالی، كه میبینه یكی داره میاد داخل. تهرانی خر هم واسه اینكه کلاس بذاره و یارو رو مشتری كنه تلفن رو برمیداره و شروع می کنه به وراجی: ... جون حاجی راه نداره، زیر سیصد میلیون نمیتونم . نه جون تو...پولش....به جان کامبیزم ... من همین .قربون تو... چاكریم....
این مدت اون بابایی كه اومده بود تو هم همینجور داشته بر و بر تهرونی الاغ رو نگاه میكرده. خلاصه تهرونیه گوشی رو میگذاره و میگه: شرمنده... سرم خیلی شلوغه ... فرمایش؟ یارو یكم تهرونیه رو نگاه میكنه، میگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!
*****
یه کره الاغ از مامانش می پرسه : مامان چرا ما همیشه موقع راه رفتن سرمون رو انداختیم پایین؟ الاغه میگه: آخه این ترکا واسه ما آبرو نذاشتن
*****
به تركه میگن شهرتون چند تا آثار باستانی داره؟ میگه فعلا هیچی نداره ولی دارن می سازن
*****
میخواستند ترکه رو سر کار بزارن- دو طرف یه برگه می نویسند :اون طرف رو نگاه کن
*****
از غضنفر میپرسن تعریف کن چطوری مادرت مرد؟میگه: داشت رو پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه چی رو درب و داغون کرد
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم... خودم با تفنگ زدمش
*****
ترکه میره تو بقالی میگه سیگار دارید میگه نه بعد میره تو یه بقالی دیگه میگه شما چه طور
*****
ازترکه می پرسن: چرا وسط قرص ها خط تیره گذاشتن؟ترکه میگه: واسه اینکه اگه با آب پایین نرفت، با پیچ گوشتی سفتش کنند
*****
یه بار یه قورباغه با طوطی ازدواج میكنه بچشون میشه قوطی
*****
یه روزترکه رو بردن برای بازدید از مناطق بمباران شده و یك مدرسه كه در اثر بمباران به خرابه تبدیل شده بود بهش نشون دادن. ترکه اونجا رو كه دیدگفت: باز هم خدا رو شكر كه خورده توی خرابه
*****
آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه، بلیط اتوبوسرانی آبادان رو میده دست راننده. یارو میگه: داداش این بلیط مال اینجا نیست. آبادانیه میگه: ولک روشو خوب توجه نکردی، نوشته آبادان و حومه!
یه زمانی تهران واقعا حومه آبادان بود
*****
به تركه میگن شهرتون چند تا آثار باستانی داره؟ میگه فعلا هیچی نداره ولی دارن می سازن
نوشته شده در شنبه 12 آبان 1386 ، ساعت 12:11 ب.ظ

به ترکه می گن بچه کجایی؟می گه : بچه تهران .می گن: کجای تهران؟ می گه:کیلومتر 700 جاده تهران _اردبیل
*****
به ترکه می گن دگرگونی یعنی چی؟ می گه یعنی این گونی نه یه گونی دیگه
*****
از تركه میپرسن: اگه امریكا حمله كنه چیكار میكنی؟؟ میگه: اول خونسردیمو حفظ میكنم... بعد زنگ میزنم 110
*****
یه تركه رفته بوده تهران جلوی ایستگاه اتوبوس وایستاده بود- بعد یک اتوبوس 2 طبقه میاد میگفته آزادی . یارو میگه ببخشید آقا طبقه پایین میره آزادی طبقه بالا کجا میره؟ شوفری اتوبوس فکر می کنه که داره مسخرش می کنه میگه میره سره قبر بابا! تركه میگه: وای ی ی ی ی از کی تا حالا سر قبر بابام مهم شده ایستگاه می زدن؟!
*****
به ترکه می گن حالت چطوره؟ می گه تازه موکتش کردم
*****
نگاه منطقی یک ترک به زندگی : تا حالا فکر کردی اگه توماس ادیسون نبود..مجبور بودیم تو تاریکی
تلویزیون نگاه کنیم
*****
تركه می خواسته خودكشی كنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودكشی كنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد
*****
ترکه یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد !
*****
هواپیمایی درحال سقوط بود و یک چتر نجات کم بود، بنابر این یک نفر باید فداکاری می کرد. زین الدین زیدان یک چتر بر داشت و گفت:« من بهترین فوتبالیست جهان هستم و باید نجات پیدا کنم » این را گفت و پرید.
جکی چان هم یک چتر دیگر بر داشت و گفت:« من محبوب ترین هنرپیشه جهان هستم و باید نجات پیداکنم.» این را گفت و پرید.
ترکه هم یک چتر بر داشت و گفت:« من باهوش ترین موجود دنیا هستم و باید نجات پیدا کنم.» این را گفت و پرید.
فقط دو نفر در هواپیما مانده بودند. یک پسر بچه نه ساله و یک پیرمرد. پیرمرد گفت:« فرزندم. من عمر خودم را کرده ام و آینده پیش روی تو است. بیا این چتر را بردار و خودت را نجات بده.»
پسر بچه گفت:« احتیاجی نیست. اون آقاهه که می گفت باهوش ترین موجود دنیاست، با کوله پشتی مدرسه من پرید بیرون.»
*****
یک روز ترکه تو کوچه خلوت می رفته که یدفه می گ و ز ه ، مردم از پنجره میان بیرون ، ترکه واسه اینکه ضایع نشه داد میزنه : گ و زیه ........گ وز
*****
انرژی هستهای حق مسلم.... 1) ماست 2)سرشیر 3) دوغ آب علی 4) اطلس طلایی
*****
معلمه سر کلاس میگه هرکس خنگه از جاش بلند بشه.یه شاگرده بلند میشه میگه : آقا بخدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید
*****
از یه دیوونه میپرسن چرا دیوونه شدی؟ میگه: من یه زن گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج کرد. در نتیجه زن من، مادرزن پدرشوهرش شد، از طرفی دختر زن من که زن بابام بود، پسری زایید که میشد برادر من و نوهی زنم، پس نوهی منم میشد. در نتیجه من پدربزرگ برادر تنی خودم بودم. چند روز بعد زن من پسری زایید که زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و مادربزرگ او شد، در نتیجه پسرم برادر مادربزرگ خودش شد. از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم، خواهر پسرم بود، در نتیجه من خواهرزادهی پسرم شدم!!
اگه هنگ کردی= Ctrl+Alt+Delete رو بزن !!
*****
یه دختره میره پیش یه کشیش، میگه: ببخشید، من هر دفعه از جلوی آینه رد می شم، به خودم می گم من چقدر خوشگلم، من گناه می كنم؟ کشیشه میگه: نه دخترم شما گناه نمی کنی، اشتباه می کنی
*****
مدیر تیمارستان گزارش دادند شب پیش یكی از بیماران قصد خودكشی در وان حموم را داشته ولی خوشبختانه یك بیمار ترک نجاتش داده. پزشك تیمارستان پس از مطالعه پرونده ترکه صداش كرد و گفت: وقتش رسیده كه تورو آزاد كنم این اقدام بزرگ تو نشون میده حالت خوب شده. البته متاسفم... اون بیمار بالاخره این كارو كرد. این بار خودشو تو بالكن اتاقش حلق آویز كرده. ترکه می گه: نه اون خودكشی نكرده، چون خیس بود من آویزونش كردم خشك بشه!
*****
مخابرات به هموطنان اردبیلی هشدار داد که با کارت سوخت نمی توانند با جایی تماس بگیرند
*****
حضرت یوسف میگه تواین دنیا از من خوشگلتر نیست... که شیطان میاد پیشش و میگه زیاد مغرور نباش از تو خوشگلتر هم هست ولی از من زشت تر وجود نداره. دعواشون به جاهای باریک میکشه میرن پیشه خدا برای داوری. خدا به حضرته یوسف میگه از تو در دنیا خوشگلتر نیست. حضرت یوسف میره بیرون شیطان میره تو بعد از یه مدت شیطان با قیافهای گرفته میات بیرون. حضرت یوسف بهش میگه چی شده. شیطان میگه تو رو جون مادرت بگو این ا.ح.م.د.ی ن.ژ.ا.د کیه؟!؟!؟!!!!!!
*****
تركه میخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بیرون ! خلاصه تو راه میبینه یه پسر تهرونیه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونیه میگه پاشو بیا بریم بیرون ، دختره میگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور. پسر تهرونیه شاكی میشه میگه بابات گه خورده میگم بیا پایین .تركه كف میكنه خلاصه میاد تریپ بچه تهرونیرو بذاره میره دمه خونه دوست دخترش آیفون رو میزنه .به دوست دخترش میگه بیاد دم پنجره ، دوست دخترش میاد میگه چیه ؟ تركه میگه لباس بپوش بریم بیرون ، دختره میگه كار دارم نمیتونم بیام ، تركه یه دفعه داد میزنه میگه بابات گه خورده بهت میگم بیا پایین !!
*****
لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده.
در حالی كه اشك تو چشماش جمع میشه میگه: خدایا این شادی رو از بچه هام نگیر
*****
عابر بانكهای اردبیل را جمع می كنند از مسئولش می پرسن چرا جمع كردی می گه: ,والا مردم این شهر بجای دریافت پول ...داخل عابر بانکا شمع روشن می کردن!
*****
ترکه کارخونه عمامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب بوده چرا بستن کارخونتو؟ می بینن رو امامه ها مارک آدیداس می زده
*****
یه آدمخوار غضنفرو دنبال میکنه، غضنفر میره بالای درخت. آدمخواره میگه: بیا پایین! غضنفر میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. غضنفرمیگه: اِ....حالا که موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟
*****
به ترکه میگن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن ... خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، منتها از بخت بد سرش میخوره به کف استخر ... بعد یك مدت بالاخره میاد بالا، رو میكنه به دوربین، میگه: میخوام سالاد درست کنم!!!
تبلیغات 


